احمد مجد الاسلام كرمانى
204
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
منتظر حكم تقدير بود ، تا آنكه سكوت او را موجب رضا و كاشف از اعتراف او دانستند و حكم شد مشار اليه را حد بزنند . در اين موقع حكيم آغاز سخن نموده و مختصرا شيخ مرحوم خطاب كرد حالا كه ناچار ميخواهيد به من حد بزنيد پس خوب است جناب حاجى ملا محمد حكم كنند تا اقلا حد شرعى خورده باشم ( حاجى ملا محمد يكى از فضلاى اصفهان بود كه در جزو اعضاى مجلس شيخ محسوب و مردى صاحب سواد بوده است ( و اين كنايه بدتر از هزار فحش بود كه بمرحوم شيخ گفت : ) حد زدن حكيم بارى حكيم را برهنه كردند و بتازيانه بستند و بعضى از مقدسين بشمردن مشغول شدند ، حكيم هم بدون اينكه كلمهء تكلم يا تظلم نمايد متحمل گرديد تا آنكه عدد تازيانه بانتها رسيد ، حكيم را رها كردند ولى مشار اليه اظهار كرد كه عوض هشتاد تازيانه هشتاد و يك تازيانه به من زدهاند ، مقدسين هم كه مشغول شماره بودند بالاجماع تصديق نمودند شيخ مرحوم فوق العاده خجل شده بحكيم اظهار كرد اينك من حاضرم و شانه خود را برهنه مينمايم و تازيانه را بدست شما مىدهم كه يك تازيانه زيادتر تقاص كنيد ، حكيم در جواب شيخ با نهايت طمأنينه و وقار اظهار كرد : دنباله پاورقى
--> خود گردن زده است . مىگويند معمولش بر اين بوده كه اشخاص را گردن ميزده و خود برگشته بر سر آنان نماز مىگذارده و گاهى هم در حين نماز غش مىكرده است ؟ علاقمند به جمع آورى كتاب مخصوصا نسخ عزيز و نادر و بىنظير جاهطلب - داشتن شهرت مقام و دستگاه مفصل - طالب جاه و جلال - داراى جبروت و خودنمائى با استغناى طبع نيز بوده است . از كتاب « شرح حال رجال ايران » تأليف بامداد